أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

139

تجارب الأمم ( فارسى )

كرده‌اند از خشم وى رسته‌اند . سپس با همهء توان خويش كار يوسانوس را استوار داشت . هنگامى كه يوسانوس از آن جا باز مىگشت شاپور به وى گفت : - « روميان بر كشور ما تاخته‌اند و بسيارى را كشته‌اند . در خاك سواد خرمابنان و درختان ديگر را هر چه بود بر زمين افكنده‌اند و آبادىها ويران ساخته‌اند . اينك بايد ، يا بهاى آن چه را تباه و ويران ساخته‌اند بپردازيد ، يا به جاى آن نصيبين و پيرامون را به ما دهيد . » يوسانوس و سران سپاه پذيرفتند و نصيبين را به شاپور دادند . مردم نصيبين چون آگاه شدند ، از بيم پادشاهى كه بر آيين‌شان نبود به شهرهاى ديگر روم بكوچيدند . شاپور چون اين بدانست دوازده هزار خانوار از مردم استخر و اسپهان و خوره‌هاى ديگر ايران را به نصيبين بكوچانيد و در آن جا بنشانيد . يوسانوس به روم بازگشت و لختى پادشاهى كرد و آنگاه بمرد . شاپور ، كشتن تازيان و بر آوردن كتف‌هاى سران‌شان را تا ديرى پى گرفت . از همين روى ، تازيان ، به وى ذو الأكتاف گفتند . [ 77 ] آن گاه از تازيان كسانى را كه شايسته بودند برگزيد و كسانى از تغلب و عبد القيس و بكر را در كرمان و توّج [ 1 ] و اهواز جاى داد و شهر نيشابور را [ در خراسان ] و شهرهايى در سند و سيستان بساخت ، و يكى از پزشكان را از هند بياورد و در شوش جاى داد و مردم شوش پزشكى را از وى بياموختند . شاپور هفتاد و دو سال پادشاهى كرد و آن گاه بمرد . [ اردشير پور هرمز ] پس از شاپور ، برادرش اردشير پور هرمز پور نرسى پور بهرام پور بهرام پور هرمز پور شاپور پور اردشير پور بابك پادشاه شد . همين كه پادشاهى وى استوار شد خوى وى برگشت و از سران و بزرگان بسيار بكشت تا سرانجام پس از چهار سال پادشاهى او را برانداختند و پسرش ، شاپور پور شاپور ذو الأكتاف را به پادشاهى برداشتند .

--> [ ( 1 ) ] توّج : شهرى در فارس ، كنار رود شاپور كه در قرن ششم ويران شد . ( لسترنج : 280 ) .